هوش هیجانی (EQ) و کاربرد آن در کسب و کار

کارافرینی

هوش هیجانی (EQ) و کاربرد آن در کسب و کار

نویسنده: تینا مادرشاهی
کارشناسی ارشد مدیریت تحول

چکیده:
هوش هیجانی که با عنوان (EQ) شناخته می شود، توانایی مدیریت احساسات خود و دیگران است. امروزه در جوامع علمی و تجاری به صورت گسترده از هوش هیجانی صحبت می شود و به شکلی جدی با ضریب هوشی (IQ) مورد مقایسه قرار می گیرد. امروزه هوش هیجانی برای مدیران و رهبران مشاغل از اهمیت زیادی برخوردار است. به همین دلیل مقاله حاضر در پی آن است علاوه بر بررسی مفهومی هوش هیجانی و هوش هیجانی کسب و کار، به بررسی جایگاه و تاثیر آن در این حوزه پرداخته و به ارائه راهکارهایی به منظوررتقاء آن بپردازد.
کلمات کلیدی: هوش هیجانی، هوش هیجانی کسب و کار

مقدمه :
هوش هیجانی که با عنوان (EQ) شناخته می شود، توانایی مدیریت احساسات خود و دیگران است. اصطلاح هوش هیجانی برای اولین بار در مقاله‌ای (۱۹۶۴) توسط مایکل بلدوچ ظاهر شد و در سال ۱۹۹۵ در کتابی که توسط روزنامه نگار علمی دانیل گلمن نوشته شده، محبوبیت پیدا کرد. هوش هیجانی یا EQ به دلیل همبستگی با موفقیت در کار و زندگی شخصی، انگیزه و بهزیستی کلی شناخته شده‌است. در تجارت، افراد دارای سطح بالای هوش هیجان به دلیل مزایای مختلفی که از آن برخوردار می شوند ، به کارفرمایان مطلوبی تبدیل شده‌اند.
لوپتون هوش هیجانی را توانایی آگاهی، مدیریت و کنترل احساسات شما تعریف می کند، هوش هیجانی توانایی همدلی با دیگران را نیز در بر می‌گیرد. در بیانی دیگر رود نیز عنوان نموده است که هوش هیجانی نمایانگر تقاطع احساسات و توانایی ذهنی عمومی است. در ادامه تعریف هوش هیجانی و عناصر آن بیشتر تشریح شده است.

هوش هیجانی چیست؟

برای اکثر افراد، هوش هیجانی (EQ) برای دستیابی به موفقیت در زندگی و مشاغلشان از هوش (IQ) از اهمیت بیشتری برخوردار است. موفقیت فردی و همچنین موفقیت حرفه ای امروزه به توانایی تعبیر ما از علائم و واکنش مناسب نسبت به آنها بستگی دارد. بنابراین نیاز است که در شرایطی که اقتصاد روزبه روز به سمت جهانی شدن پیش می رود، هر یک از ما مهارتهای هوش هیجانی برای درک بهتر، همدلی و مذاکره با دیگران، پرورش دهیم. هوارد گاردنر در این باره می گوید: ” هوش هیجانی شما توانایی شما در درک سایر افراد، عوامل ایجاد انگیزه در آنها و چگونگی همکاری با آنهاست. پنج دسته اصلی به عنوان مهارتهای هوش هیجانی توسط محققان این حوزه شناسایی شده اند:

  1. خودآگاهی: توانایی شاخت احساس به عنوان آنچه ” اتفاق می افتد” کلید هوش هیجانی شماست.توسعه خودآگاهی نیاز به تنظیم احساسات دارد. چنانچه احساسات خود را ارزیابی کنید، می توانید آنها را مدیریت کنید. عناصر اصلی خوداگاهی عبارتند از
    • آگاهی هیجانی: توانایی شناخت احساسات و تاثیرات آنها
    • اعتماد به نفس: اطمینان در مورد ارزشها و توانایی های خود
  2. خودتنظیمی: شما معمولا زمان تجربه احساسات، کنترل کمی بر آنها دارید. با این حال می توانید با استفاده از چند تکنیک احساسات منفی مانند عصبانیت، اضطراب یا افسردگی را کنترل کنید. برخی از این تکنیک ها شامل پیاده روی طولانی یا مراقبه است. عناصر خودتنظیمی عبارتند از:
    • خودکنترلی: مدیریت محرک (تکانه)های مخرب
    • اعتماد: حفظ استانداردهای صداقت و درستی
    • وجدان کاری: برعهده گرفتن مسئولیتهای کارهای خود
    • تطبیق پذیری: مدیریت تغییر با انعطاف پذیری
    • نوآوری: استقبال از ایده های جدید
  3. انگیزه: برای ایجاد انگیزه در خود برای موفقیت اهداف و نگرش مثبت نیاز است. اگرچه ممکن است تمایل قبلی به سمت نگرش مثبت یا حتی منفی داشته باشید، با این حال می توانید با تلاش و تمرین مثبت اندیشی را یاد بگیرید. اگر رویدادها را به شکلی منفی درک می کنید، می توانید آنها را به شکلی مثبت تغییر دهید، این برای رسیدن به اهداف کمک می کند. عناصر انگیزه عبارتند از:
    • رفتن به سمت موفقیت: تلاش برای بهبود یا رسیدن به معیار موفقیت
    • تعهد: همسویی با اهداف گروه یا سازمان
    • ابتکار عمل: آمادگی برای عمل در فرصتهای مناسب
    • خوش بینی: پیگیری مصرانه اهداف علیرغم وجود موانع و مشکلات
  4. همدلی: همدلی به مفهوم توانایی تشخیص احساسات افراد است که برای موفقیت در زندگی و کسب و کار مهم است. هر چه مهارت بیشتری در تشخیص احساسات افراد داشته باشید بهتر می توانید سیگنالهایی که برای آنها می فرستید را کنترل کنید. یک فرد همدل در این موارد خوب عمل می کند:
    • جهت گیری خدمات: پیش بینی، تشخیص و برآوردن نیازهای مشتری
    • توسعه دیگران: احساس کردن انچه دیگران برای پیشرفت و تقویت توانایی های خود نیاز دارند.
    • اهرم قراردادن تنوع: پرورش فرصتها از طریق افراد متنوع
    • آگاهی سیاسی: مطالعه جریانات رایج احساسی و روابط قدرت یک گروه
    • درک دیگران: درک احساساتی که در پس نیازها و خواسته های دیگران قرار دارد.
  5. مهارتهای اجتماعی: توسعه مهارتهای خوب بین فردی به معنای موفقیت در زندگی و کار است. در دنیای امروزی همه افراد دسترسی سریعی به دانش فنی دارند. بنابراین مهارتهای افراد در حال حاضر از اهمیت بیشتری برخوردار است. از جمله این مهارتها می توان به موارد زیر اشاره کرد:
    • تاثیرگذاری و نفوذ: استفاده از تاکتیکهای موثر ترغیب و تشویق
    • ارتباطات: ارسال پیامهای واضح
    • رهبری: الهام بخشی و هدایت گروه ها و افراد
    • تغییر کاتالیزور: آغاز یا مدیریت تغییر
    • مدیریت تضاد: درک، مذاکره و حل اختلافات
    • ایجاد پیوند: پرورش روابط ابزاری
    • همکاری و تشریک مساعی: همکاری با دیگران در جهت اهداف مشترک
    • قابلیت های تیمی: ایجاد هم افزایی گروهی در دستیابی به اهداف جمعی

هوش هیجانی کسب و کار چیست؟

هوش هیجانی کسب و کار یک رویکرد عملی و مبتنی بر کار نسبت به هوش هیجانی است که به افراد و گروه ها برای درک چگونگی رفتار افراد به شیوه ای که عمل می کنند و همچنین چگونگی به حداکثررساندن تعامل و عملکرد در محیط کار، کمک می کند. هوش هیجانی کسب و کار یا EQ Business در مورد توانایی استفاده از هوش درون فردی و بین فردی برای تمرکز بر احساسات مهم و ویژگی های رفتاری اساسی است که عملکرد شغلی را پیش بینی می کند. کلید اصلی هوش هیجانی کسب و کار، خودآگاهی و آگاهی از دیگران است ، این امر توانایی افراد را در مدیریت احساسات و رفتارهای خود در محل کار و تأثیر آن بر پتانسیل و عملکرد آنها را توضیح می دهد. رویکرد عملی و سرراست هوش هیجانی کسب و کار، با زبان تجاری قابل دسترس و جذاب خود، باعث می شود تا رهبران و گروه ها چگونگی احساسات و رفتارهای تاثیرگذار بر موفقیت خود و دیگران را درک کنند. هوش هیجانی کسب و کار شامل ۷ خوشه رفتاری است که بر روی محرک‌ها و رفتارهای عاطفی که موفقیت را پیش بینی می کنند، متمرکز است. خلاصه این موارد به شرح زیر است:

هوش هیجانی چه ارتباطی با تجارت دارد؟

هوش هیجانی مستلزم حساسیت و درک عواطف دیگران و داشتن توانایی تسهیل عملکرد اصلاحی مبتنی بر این دانش است. محیط های کاری مدرن با روابط باز، کارگروهی و احترام متقابل بین کارمندان و سرپرستان آنها مشخص می‌شود. در اختیار داشتن هوش هیجانی این امکان را به مدیران می‌دهد تا افرادی را که تحت نظارت آنها هستند درک کرده و به آنها انگیزه بدهند. افرادی که متعلق به مکتب قدیمی مدیریت با استفاده ازایجاد ترس هستند اغلب برای تطبیق سبک مدیریت خود با خواسته های کارگران امروزی دچار چالش می شوند. در فضای کسب و کار مدرن، مدیران مستبد و اقتدارگرا نسبت به کسانی که از سبک مدیریتی دموکرات استفاده می‌کنند، به احتمال زیاد در طولانی‌مدت، موفقیت کمتری کسب می‌کنند. موفقیت در تجارت، چه در زمان حال و چه آینده مستلزم درک اهمیت نقش هوش هیجانی در تجارت امروز است. این احتمال وجود دارد که هوش هیجانی در آینده بیش از آنچه امروز مورد توجه است، در جهان تجارت اهمیت یابد. به نزدیک شدن جمعیت نسل به سن پیری، شرکتها خودشان را کمبود نیروی کار مواجه خواهند دید. اقتصادی که با نیروی کار کمیاب مشخص می شود، نگه داشتن و گرفتن کارمندان خوب از اهمیت زیادی برخوردار است. در عین حال رقابت برای داشتن کارمندان خوب، بیشتر می شود، کارمندانی که احساس کنند در محل کار با آنها به شکلی منصفانه برخورد نمی‌شود، می توانند به راحتی جای دیگری برای اشتغال بیابند. بنابراین بهترین راه برای حفظ کارمندان، گنجاندن هوش هیجانی در فلسفه مدیریت شخصی و سازمانی است. مدیران و کسب و کارها نمی‌تواند این واقعیت را نادیده بگیرند که کارمندانشان، انسانهایی هستند با زندگی واقعی و احساساتی که بر چگونگی تفکر، احساس و عملکرد آنها تاثیر می‌گذارد. مدیران دارای هوش هیجانی درک می‌کنند که کارمندان آنها در درجه اول انسان و در درجه دوم کارمند هستند. این درک آنها را برای رفتار با دیگران در هر زمانی راهنمایی می‌کند.

مدیریت و هوش هیجانی

مدیرانی که دارای هوش هیجانی هستند از دیدگاه متفاوت تری نسبت به مدیران اقتدارگرا به مسئولیتهای نظارتی نزدیک می شوند. آنها اهمیت برقراری ارتباط موثر با کارمندان و برخورد احترام امیز با هر یک از کارمندان را به خوبی درک می کنند. کسانی که می خواهند مدیران موثر قرن ۲۱ام باشند، با توسعه درک عمیق تر از مفهوم هوش هیجانی و استفاده از آن در استراتژی های مدیریتی خود، می توانند به خوبی عمل کنند. مدیرانی که از خصوصیات رهبری برجسته ای برخوردار هستند تمایل به داشتن هوش هبجانی دارند. درک این نکته مهم است که رهبری جزء ذاتی، بودن در مقام اقتدار نیست. رهبری چیزی است که کارمندان به موثرترین مدیران اعطا می کنند و برای افراد دارای استانداردهای بالای صداقت و مهارتهای ارتبایطی برجسته، محفوظ است. فردی که با احساسات خود هماهنگ باشد، به احتمال زیاد می تواند احساساتی که بر نگرش ها و رفتارهای دیگران اثر می گذارد را درک کرده و با آنها همدلی کند. این همان دلیل اهمیت احساسات برای مدیران است. مهم است که مدیرانی که می‌خواهند نقش رهبری را به عهده بگیرند، به یاد داشته باشند که عمل بیش از کلام، حرف برای گفتن دارد. این چیزی است که افرادی که دارای هوش هیجانی بالایی هستند به شکلی ذاتی درک می‌کنند. رهبرانی که برای آشنایی و صحبت با کارمندان خود وقت می‌گذارند، از هوش هیجانی به عنوان یک استراتژی مدیریتی استفاده می‌کنند، چه این را بدانند و چه ندانند. اکثر کارمندان به مدیرانی که به آنها احترام می‌گذارند، پاسخ می‌دهند. وقتی برای تمرکز بر نیازهای کارمندان وقت می‌گذارید و خود را در دسترس آنها قرار می‌دهید، دقیقا آن چیزی است که شما باید انجام دهید.

راهکارهای بهبود هوش هیجانی

در حالی که بحثی میان ذات و تربیت در رشد انسان وجود دارد، اندیشه معمول این است که اکثر افراد با خلق و خویی متولد می‌شوند که بر نحوه مشاهده و عملکرد آنها در جهان تاثیر می‌گذارد. افراد به شیوه‌‌ های متفاوتی به اطراف نگاه می کنند، برخی نیمه پر لیوان را می بینند و برخی نیمه خالی لیوان را. با این حال اگر پاسخ های احساسی فردی به چالش‌های به سمت منفی گرایش دارد، می‌تواند هوش هیجانی خود را بهبود ببخشد. بدین منظور راهکارهایی وجود دارد که برخی از آنها عبارتند از:

  1. خودآگاه باشید: یاد بگیرید احساسات خود را بشناسید. این به معنای توجه به نشانه های جسمی است که غالبا پایه احساسی دارند مانند بیحالی در هنگام افسردگی یا تنش در هنگام استرس.
  2. پاسخ دهید، واکنش نشان ندهید: این ممکن است سخت‌ترین قسمت بهبود هوش هیجانی باشد زیرا پاسخ عاطفی اغلب خودکار و به شکل عادت است. به جای اینکه اجازه دهید محرک شما را کنترل کند، لحظه‌ای تامل کنید و سپس یک پاسخ هدفمند داشته باشید.
  3. عوامل محرک خود را بشناسید: یکی از بهترین روشها برای تغییر چگونگی پاسخگویی به فراز و فرودهای حسی، دانستن علت آنهاست. اگر اولین پاسخ شما به یک بررسی بد، تفکر ناکامی است، با دانستن این، می‌توانید با خودتان خارج از گفتگوهای منفی، صحبت کنید. با این وجود بهتر است از مواجهه با این محرک‌ها، اجتناب کنید.
  4. همدلی کردن: یادبگیرید که خود را به جای دیگران قرار دهید و بدون همدلی شما خودمحور و بی‌تفاوت به نظر می‌‌رسید.
  5. یادبگیرید مثبت باشید: این ممکن است به ویژه از نظر عاطفی کمی مشکل باشد، اما هرچه بیشتر بتوانید روی زندگی و کسب و کار تمرکز خود کنید، خوشبخت‌تر خواهید بود.
  6. انتقادپذیر باشید: به آنچه گفته می شود، گوش بدهید و درباره آن تامل کنید. اگر نظر قابل توجهی وجود دارد از آن برای بهبود محصول یا خدمات خود استفاده کنید.
  7. انعطاف پذیر باشید: هنگامی که در کار خود احساس خستگی می کنید، کمی عقب نشینی کنید. وارد شدن به ترسها، ناامیدی‌ها و ناکامی‌ها شما را از دستیابی به پتانسیل کاملتان در تجارت و زندگی بازمی‌‌‌دارد.
  8. مسئول خودتان باشید: اگر اشتباه یا خطای دیگران است که شما کسب و کار موفقی ندارید، کاری پیدا کنید. نیروهای خارجی می توانند بر تلاشهای شما تاثیر بگذارند، اما در نهایت موفقیت شما به عهده خود شماست. در صورت بروز مشکل آن را حل کنید و حرکت به سمت هدفتان را ادامه دهید.
  9. شنونده فعال باشید: فقط شنونده حرفها نباشید بلکه به آنها توجه کنید، نه فقط به کلمات بلکه یه لحن و زبان یدن.
  10. به نحوه برقراری ارتباط توجه کنید: انتخاب لحن و کلمات می تواند بر نحوه واکنش دیگران نسبت به شما تأثیر بگذارد.

نتیجه گیری
همانگونه که اشاره شد هوش هیجانی توانایی درک و مدیریت احساسات خود و دیگران است که از عناصری چون خودآگاهی، خودتنطیمی، انگیزه، همدلی و مهارتهای اجتماعی تشکیل شده است. هوش هیجانی و مهارتهای مرتبط با آن بسیار مهم می باشند، زیرا افراد بخش مهمی از هر کسب و کار را شامل می شوند. احساسات بخش مهمی از اطلاعاتی هستند که برای تصمیم گیری باید در نظر گرفته شوند. در دنیای کسب و کار امروزی افراد به ویژه مدیران برای برقراری ارتباط موثر با دیگران به ویژه کارمندان نیاز علاوه بر درک و مدیریت احساسات خود نیاز به درک احساسات دیگران نیز دارند تا بتوانند بر اساس این اطلاعات در شرایط مختلف بهترین تصمیمات را اتخاذ کنند. بالابردن سطح هوش هیجانی می‌تواند توانایی درک و مدیریت احساسات را بهبود ببخشد. دنیای رقابتی کسب و کار امروزه به منظور حفظ کارمندان و بالابردن پتانسیل و توانمندیهای آنها هوش هیجانی را به عنوان ضرورتی غیرقابل چشم پوشی مطرح می کند که باید از سوی افراد مختلف در محیط کار مورد توجه قرار گیرد.

منابع

https://psychcentral.com/lib/what-is-emotional-intelligence-eq/https://www.ebwonline.com/about-the-ebw/all-about-the-ebw-modelhttps://business.lovetoknow.com/business-operations-corporate-management/what-is-role-emotional-intelligence-business-todayhttps://www.thebalancesmb.com/how-to-improve-your-emotional-intelligence-for-business-4586967https://corporatefinanceinstitute.com/resources/careers/soft-skills/emotional-intelligence-quotient-eq/

به اشتراک بگذارید:

خانواده ایرانی

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

پست بعدی

روز بیست و ششم ماه مبارک رمضان

س اردیبهشت ۳۰ , ۱۳۹۹
ادعیه و اعمال مستحب شب و روز بیست و ششم ماه مبارک روز صفحه ویژه ماه مبارک رمضان پست های مرتبط: من یک چاق خوشحالم این قسمت تنظیم هیجانی برای مدیریت فیلم آموزشی طرح واره ها محرومیت های هیجانی فیلم آموزشی پیش نویس های زندگی بخش هیجانی فیلم آموزشی طرحواره […]